عمو سیلوس:ما بچه بودیم همش نگران این بودیم که یه موقع سقف خونه خراب نشه رو سرمون .... الان شما با خیال راحت می خوابید..![]()
بابا:یادمه یه روز من و زن دایی (مامان بزرگم) داشتیم تو خیابون راه می رفتیم یهو صدای بمب و موشک اومد دو تایی دراز کشیدیم توی یه جوب بعد از چند دقیقه پا شدیم دیدیم بمب 1 کیلومتر اونور تر زده ما هم عین خنگا تو جوب دراز کشیدیم همه ماشینا هم واسه خودشون می رفتنو می یومدن.![]()
عمو سیلوس: زمان جنگ ما اصلا با عراق نمی جنگیدیم با آمریکا می جنگیدیم . عراق تجهیزات نظامیش ماله آمریکا بود زیر نظر اون...فردا هم لبنانو میگیرن فرداشم بقیه کشورا رو بعدشم ایرانو میگیرن...ایرانو که بگیرن یعنی خاورمیانه رو گرفتن..![]()
اون موقع ها رادیو میگفت:
خششششش...خششششش...خشش...با سلام ..شنوندگان عزیز..رزمندگان غیور اسلام توانستند با شجاعت و تکیه بر امت بزرگ اسلام بسیاری از عراضی کشور را به باد داده
...و من الان در کنار خبر نگار عراقی ایستاده ام....هم اکنون عراقی ها از مرز افغانستان نیز گذشتند (ایرانو گرفتند)![]()
یکم که گذشت
عمو سیلوس: از یک باغبونی که محصولش خوب بود داشتند مصاحبه می کردند پرسیدند:چی به درختاتون میدید؟
جواب داد:بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین....
درود بر رزمندگان اسلام و درود بر خاندان پیامبر و درود و سلام بر شهیدان در خون غلتیده ی وطن و سلام بر امام حسین و هفتاد و دو تن یاران پاک باز ایشان و درود بر شهیدان و رزمندگان، پشکله!![]()
عمو سیلوس: یه روز یه گدا اومد دمه مغازه پول میخواست بهش گفتیم برو ظهر بیا الان پول خورد نداریم
گداهه گفته: باشه میرم ولی قول نمیدم ظهر برگردم!![]()
غلط املایی:
عمو سیلوس = عمو سیروس

